مدت مذاکرات را چگونه گذراندید

این انشا را پسری ۱۲ ساله به نام اصغر از کیش برای ما نوشته است.

به نام خدا
مذاکرات چیز خوبی است، بابای من همیشه با مامانم مذاکره می‌کند. همین دیشب ما به همراه خانواده خود مشغول غذا خوردن بودیم، تلویزیون داشت اخبار می‌داد و پدرم طبق معمول شاکی بود و بد و بیراه می‌گفت. آقای ظریف در وین گفته بود که هیچ وقت یک ایرانی را تهدید نکن ولی پدرم و معلمم و مامانم همیشه مرا تهدید می‌کنند که اگر درس نخوانم در آینده جایم در فاضلاب است.
تصمیم گرفتم که این دفعه جواب‌شان را بدهم که مگر پدرم درس خواند به کجا رسید!؟ تازه آقای ظریف گفته که دوشنبه نتیجه مذاکرات را می‌گوید و به هیچ عنوان تمدید نمی‌کند، من امروز متوجه شدم که علاوه بر اینکه یک ایرانی را تهدید نباید کرد یک ایرانی را تمدید هم نباید کرد.
چون ایرانی‌ها از تمدید خسته شده‌اند، بابای من می‌گوید الان دو سال است که می‌روند اروپا و فقط می‌گویند رو به جلو بوده ولی اختلافات باقی است.
بابای من می‌گوید مذاکرات هسته‌ای مثل رابطه من و مادرت می‌ماند. ما هم 15 سال است که عروسی کردیم، ولی هنوز اختلافات باقی است.‌  پدرم می‌گوید اینها فکر می‌کنند ما از تمدید و کش آمدن مذاکرات می‌ترسیم، نمی‌دانند که ما آدم‌هایی هستیم که ۱۰۰۰ قسمت منتظر ماندیم تا کریم، فاطماگل را بگیرد. خانم موگرینی در اخبار گفت که در ساعت‌های حساسی هستیم.
پدرم خانم موگرینی را نشان مي‌دهد و همیشه می‌گوید سیاستمدار یعنی این! مادرم از خانم موگرینی بدش می‌آید و همیشه می‌گوید مگر اشتون چه اشکالی داشت که او را آوردند. از امروز صبح که از خواب بیدار شدم نمی‌دانم چرا مذاکره‌ام نمی‌آید!؟
من با وحید و کیانا و کامی قرار گذاشتیم تا متن توافق بیرون نیامده در کوچه بازی نکنیم، تازه مادر کیانا گفته است که تا توافق نشود نمی‌گذارد که ما به حیاط خانه‌شان برویم و بازی کنیم.
خانه کیانا اینها حیاط دار است در حالی که خانه ما حیاط ندارد، پدرم می‌گوید توافق که بشود هم خانه‌مان را عوض می‌کنیم هم تلویزیون بزرگ‌تر می‌خریم با پلی استیشن.
به همین دلیل من 6 ماه است که مذاکرات را دنبال می‌کنم.
خدا کند توافق بشود من پلی استیشن بخرم بتوانم فیفا ۲۰۱۵ بازی کنم. کیانا همه اینها را دارد ولی اجازه بازدید سرزده از وسایلش را به من نمی‌دهد.
تازه نمی‌دانم کیانا اینها که پلی استیشن دارند چرا می‌خواهند توافق بشود!؟ دیشب مادرم با پدرم دعوایش شد و مادرم به پدرم گفت تو بی عرضه‌ای، ۱۵ سال مثل چي برایت زحمت کشیدم و سوختم و ساختم این وضعیت زندگی من است. الان هم که یادگرفتی می‌گویی بگذار توافق شود بعدش حل می‌شود همه چیز!
راست می‌گوید پدرم انجام دادن هر کاری  را تا بعد از مذاکرات تمدید کرده است. اگر ولش می کردیم، می‌گفت توالت نروید تا بعد از مذاکرات شاید حل شود.
خلاصه اینکه تمام زندگی ما شده است مذاکرات. این‌قدر دلم می‌خواهد بروم خانه کیانا اینها فیفا بازی کنم ولی چون هنوز توافق نشده نمی‌شود. ای کاش آقای ظریف توافق را نهایی کند که من هم در تابستان بتوانم با کیانا بازی کنم.
ما از این انشا نتیجه می‌گیریم که بابای من اصلاح طلب است و بابای کیانا میانه روی معتدل! نمی‌دانم چطور این نتیجه را گرفتم.‌‌‌

دنبال کنید @ اینستاگرام